تبليغاتX
رمانتیک
توصیه هایی برای سادیسمی شدن !

- به خواستگاري دختر استادي  که 3 بار شما را از درسش انداخته  برويد  !

 

- شب عروسيتان ، موقع عروس کشون ، عروس را سوار موتور هندا کنيد و تک جفپا رو زين هم بزنيد ! 

- خودتان يواشکي چرخ ماشين دختر خانوم مورد علاقه تان را پنچر کنيد و خودتان هم ، فردين وار ، برايش لاستيک را تعويض نماييد !

 

- در ميهماني ، به بچه هاي فاميل بگوييد ، هرکي بتونه انگوشتشو ببره توي پريز برق ، جايزه داره !

 

- جلو اداره پليس اقدام به فروش CDهاي غير مجاز نماييد !

 

- فلش مموري خودرا پر از انواع ويروس هاي خفن کنيد و بدهيد به دوستانتان و بگوييد سانسورهاي فيلم يانگوم توشه !

 

- وسط بازي پرسپوليس و استقلال ، الکي زنگ بزنيد به بچه محلاتون و بگوييد که همسايه بغلي داره شله سطلي مي ده !

 

- نصف شب صدايتان را تغيير دهيد و به مادرتان زنگ بزنيد و بگوييد من هستي هستم و سراغ پدرتان را بگيريد !

 

- براي جلوگيري از زياد حرف زدن همسرتان روي رژ لب او چند قطره چسب قطره اي بريزيد !

 

- جوراب را روي کفش بپوشيد !

 

- يک قاشق مرگ موش خودتان بخوريد و يک قاشق هم به موش خانگيتان بدهيد و بعد منتظر شويد که ببينيد کدام يکيتان زودتر مي ميريد !

 

- در داخل استخر بدون آب شيرجه بزنيد که خيس نشويد !

 

- با گرمکن ورزشي برويد خواستگاري تا بفهمند که شما ورزشکاريد !

 

- ماشين همسايتان را بدزيد و اگر شما را گرفتند ، بگوييد : الياس بهم گفت که اگر ندزدي ، باباتو با تريلي زير مي گيرم !

 

- براي افراد داراي اختلالات روحي ? رواني ، توصيه هايي براي ساديسمي شدن را بخوانيد !

 

- وسط تابستان کفش صندل را با جوراب کاموايي بپوشيد !

 

- با شرت مامان دوز در استخر شنا کنيد !

 

- به همسرتان در روز تولدش کفن هديه بدهيد !

 

- روز داماديتان موهايتان را با شماره چهار بزنيد !

 

- پولهايي که در خيابان , مردم جلوي فقير ريختند را جمع کنيد و داخل صندوق صدقات بريزيد !

 

- دو روز قبل از امتحان جزوه همکلاسيتان را بگيريد و دو روز بعد از امتحان به او پس دهيد !

 

- زنگ در خانه خودتان را بزنيد و فرار کنيد !

 

- ژله را با ني بخوريد !

 

- در هواي گرم تابستان , عسل و خربزه و زعفران را با هم مخلوط کنيد و ميل بفرماييد !

 

- در روز بازي استقلال و پرسپوليس، لباس سر تا پا قرمز بپوشيد و برويد درست در وسط طرفداران استقلال بنشينيد و تا مي توانيد به آبي ها با صداي بلند بد و بيراه بگوييد !

 
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

کلام بزرگان
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

شرح پریشانی

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم
بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم

چاره اینست و ندارم به از این رای دگر
که دهم جای دگر دل به دل‌آرای دگر
چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر
بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود
من بر این هستم و البته چنین خواهدبود

پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی‌ست
حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی‌ست
قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دویکی‌ست
نغمه‌ی بلبل و غوغای زغن هر دو یکی‌ست
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود

چون چنین است پی کار دگر باشم به
چند روزی پی دلدار دگر باشم به
عندلیب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه‌ی گلزار دگر باشم به
نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش
سازم از تازه جوانان چمن ممتازش

آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست
می‌توان یافت که بر دل ز منش یاری هست
از من و بندگی من اگر اشعاری هست
بفروشد که به هر گوشه خریداری هست
به وفاداری من نیست در این شهر کسی
بنده‌ای همچو مرا هست خریدار بسی

مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است
راه سد بادیه‌ی درد بریدیم بس است
قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است
اول و آخر این مرحله دیدیم بس است
بعد از این ما و سرکوی دل‌آرای دگر
با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر
مهدی
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

به یاد قدیما
خيلي تلخه اگه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي شير شده ولي تلخ تر اينه كه ببيني يه شير اسير چشماي آهو

عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق در حسرت ديدار تو بودن زيباست

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

 اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.

آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.

حسين پناهي: من از اين مي ترسم كه دوست داشتن را مثل مسواك زدن بچه ها به من و تو نذكر بدهند

 دختره به يه پسره ميگه اگه منو بوس كني واسه هميشه براي تو ميمونم پسره ميگه: ممنونم از هشداري كه بهم دادي

غضنفر ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! غضنفر ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!

نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

خدايا به داده و نداده وگرفته ات شكر كه داده ات نعمت است. نداده ات حكمت و گرفته ات امتحان

از لحظه اي كه مرا بدنيا اوردند, پيوسته گفتند دوست بدار

امروز كه ديوانه وار دوست دارم مي گويند: فراموش كن...


نام تو درسينه ام جايگاهي است نامت را حک کردم


هر روز ترا مي بوسم و مي بويم و عاشقانه چشمهايت را نگاه مي کنم


دنيايي ساخته ام خانه اي بر بلنداي محبت رشته هاي مهر پيچکهايش


گلدان هايي پر از گلهاي سرخ و تو تنها معبود خانه کوچک من


خانه اي که به وسعت سر سبزي کوهساران است و من در کنار چشمه ساران محبت

دستانت را مي فشارم

من هنوز فرداي اميد را با چشماني مشتاق مينگرم

 

قربانت مهدي

نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |


تقديم به کساني که کسي رو ندارن که به سلامتيش.....؟ 

به سلامتي کرم خاکي ؛ نه به خاطر کرمش ، به خاطر خاکي بودنش !
به سلامتي ديوار ؛ که هر مرد و نامردي بهش تکيه مي کنه !
به سلامتي مورچه ؛ که تا حالا هيچ کس اشکش رو نديده !
به سلامتي خيار ؛ نه به خاطر (خ)ش ، به خاطر يارش !
به سلامتي گاو ؛ چون نگفت من ! گفت ما !
به سلامتي شلغم ؛ نه به خاطر (شلش) ، به خاطر غمش !
به سلامتي هر چي نامرده ؛ که اگر نامرد نباشه ، مردها شناخته نمي شن!! !
به سلامتي کلاغ ؛ نه به خاطر سياهيش ، به خاطر يک رنگيش !
به سلامتي سگ ؛ نه به خاطر پارسش ، به خاطر وفاش!!

 

نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |


شعري براي تو/شعري براي خويش/در شميم سحر/در روشناي صبح/ در ذهنم/مي سرايم آنچه بودست و خواهد بود/ تا همگان بيدار شوند/و از ترانه ي شيرينم/تضميني بر استواريت گيرم. مي خواهم ز تعبير اين آشفته خواب/در خانه ي نيلگون درياي بي بر/بر محور بي کرانه ي درختان تناور/ساليان سال/يادت را بر محفل روشناي جويبار/همچون بسيط زمهرير/بگشايم و آيات خجسته ي کتاب مقدس را/ بر روحش زمزمه کنم بازآ/بازآ/که ديوار،/ديوار بي کرانه ي تنهايي تو- يا ديوار باستاني ترديدهاي من/اينک/پس از گذشت سالها/ويران گشته اند/ ومن هنوز ياد و خاطرت را/ چونان قطار بارکش/بر پهناي شانه هاي عريضم مي کشم ازآ/بازآ/ که در عبور سايه صياد/يک تير و حتي يک تير/چونان بيم و شرم و شک را/در چهره ام تصوير مي نمايد/که گويي/شفاعت دستان پروردگار را/ز خاطر پر خاطرم محو مي گرداند هر چند ميدانم/و هر صد يقين دارم/که در هر گره، نشان اميدي است

نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

یک داستان
روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت . او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار ميکرد و او را با جامههاي گران قيمت و فاخر ميآراست و به او از بهترينها هديه ميکرد. همسر سومش را نيز بسيار دوست ميداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي ميکرد. اما هميشه ميترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه ميشد، فقط به او اعتماد ميکرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک ميکرد. همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست ميداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع ميشد .
روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها ماندهام."
بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بيشتر عاشق تو بودهام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کردهام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "به هيچ وجه!" و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيدهام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد. بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت "من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت "متأ سفم ، در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم". جواب او همچون گلولهاي از آتش پادشاه را ويران کرد. ناگهان صدايي او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نميکند به کجا روي، با تو ميآيم." پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه ميکردم .
     در حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينکه تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کردهايم و به او پرداختهايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها ميگذارد. همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نميکند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين کاري که ميتوانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند. همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشي از آن غفلت مينماييم. در صورتيکه تنها کسي است که همه جا همراهمان است .
همين حالا احيائش کنيد، بهبود سازيد و مراقبتش كنيد
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

به نام خالق مهدی و ماه منظر
توبازنده ای زندگی!!

ومن آن فسیل هزارساله که دیگرفریب نمی خورد،
نه به آسمان آبیت
نه به هوای تازه ات
نه به صبح وشادیهای توخالیت وغمهایت
هه!!!!
دیگرحنایشان رنگی ندارد
من، آن فسیل هزارساله ام که دیگرفریب نمی خورد
و تو!!
بازنده ای زندگی
دیگرمرا به هرچه می خواهی بفریب
مرا به هرچه می خواهی بفریب
الا به عشق!
که برای چنین فریبی
هنوزبا دست لرزان، آغوش بازمی کنم.....
 
                               ****
 
شب از جنگل شعله ها می گذشت
حریق خزان بود وتاراج باد
من آهسته دردود شب، رو نهفتم
و درگوش برگی
که خاموش خاموش می سوخت
گفتم:
-        مسوز این چنین گرم درخود، مسوز!! –
-        مپیچ این چنین تلخ برخود، مپیچ!! –
    که گر دست بیداد تقدیر کور
    تو را می دواند به دنبال باد
                                      مرا می دواند به دنبال هیچ!!!
                                      
 
                               ****
 
بارالها...
مرا ازحکمتی که گریه نمی آورد
فلسفه ای که نمی خنداند
وعظمتی که دربرابرکودکان، سرخم نمی کند
                                                       دور نگهدار!!!
?????? At site
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

سلام امروز روز تولدمه9 2 86
طالع ازدواج متولدين ارديبهشت
مرد متولد اردیبهشت، نماد : ثور

مرد متولد برج ارديبهشت مي تواند خيلي پررو باشد! در اتوبوس يا متروهاي شلوغ هيچ گاه نزديك او نايستيد چون تمايل زيادي دارد كه شما را نيشگون بگيرد! او آدم شوخ طبعي است و با پرتاب پوست موز و كيك ، دلقك بازي در مي آورد . ( هر چيزي كه به غذا شبيه باشد او را خوشحال مي كند . )
اعتقاد و وفاداري از خصلتهاي اين مرد ساده است و انتظار دارد كه اين ويژگيها را در هر كس كه مي شناسد، از خدمتكار گرفته تا همسرش پيدا كند و به همين دليل خيلي زود گول زنهاي با هوش را مي خورد او كسي است كه با رضايت قلبي با منشي يا خدمتكارش ازدواج مي كند . او شريكي مي خواهد كه آشپزي و خانه داري را به خوبي بداند . از آنجا كه به نظر دوستانش اهميت مي دهد اهل قمپز و خودنمايي نيست و وقتي دوستان را به خانه مي آورد خانه بايد پر از صميميت بوده و غذايي پر گوشت و شاهانه مهيا باشد .
به عكس نشانه هاي ديگر، او شريكش را فقط بر اساس زيبايي اش انتخاب نمي كند . از آنجا كه سياره او ونوس است ، به دنبال كسي نيست كه هميشه خود رادر آينه نگاه مي كند از نظر او ژست شريك مهمتر از چهره اوست و خوش هيكلي را بيشتر از لاغري مي پسندد .
دوست ستاره شناسي دارم كه مي گويد قطع رابطه براي اين مرد غم و غصه اي واقعي است و اگر او آدمي منفي باشد . هر قدر ارتباط او با شريكش طولاني تر شود ، حس مالكيتش هم بيشتر مي شود و فراموش مي كند كه او هم انسان است و حتي گاهي به شريك زندگي اش به چشم اثاثيه منزل و يا چيزي كه بابت تهيه آن پول پرداخته ، نگاه مي كند .
او خيلي دست و دل باز است و با اشتياق آخرين لقمه غذاي چرب و نرمش را به شما مي دهد حتي پيرهانش را هم از تن در مي آورد و به شما هديه مي كند. ( كه ابريشمي و نرم است .) اين افراد را حتماً در ميهماني هايتان دعوت كنيد چون كسي است كه هميشه مي خندد و گاهي آنقدر مي خندد كه ريسه مي رود و اگر در خوردن غذا و نوشيدني زياده روي كرده باشد واقعاً روده بر مي شود .
مرد منفي متولد ارديبهشت بسيار حسود است . اگر شما به عنوان همسر او ، براي كاري پيش بيني نشده بيرون برويد و يا پنج دقيقه دير كنيد . مي خواهد بداند كجا بوده ايد و يا چه مي كردي. او هميشه به دنبال امنيت مي گردد.
متولدين ارديبهشت در بين اعضاي بدن خود ، به گردن اهميت بيشنري مي دهند و اغلب گردنهاي كلفتي دارند . برخي از اين مردان تنومند و جذاب هستند، بعضي ديگر هم - كه مشخصه برج آنهاست - استخواني هستند . اما خود ، يعني شانه هاي پهن و كمري صاف را حتماً دارند .
آنها عموماً موهاي مجعه و تيره ، چشماني قهوه اي رنگ و با احساس و رنگ پوستي روشن دارند ، عجيب است اما بيشتر آنها كاكل هايشان را روي پيشاني مي ريزند .
مرد ارديبهشت مردي است سرشار از عشق و علاقه كه براي عاشق شدن زمان زيادي مي خواهد . اگر زن خوش شانسي هستيد، مطمئن باشيد هر سي سال يكبار عصبانيت او را خواهيد ديد.

زن متولد اردیبهشت، نماد : ثور
تا به حال به يك جلسه زنانه سرزده‏ايد، مطمئن باشيد رئيس جلسه حتماً زن متولد ارديبهشت است او احتمالاً چند شيشه ترشي و يا مربا نيز به همراه دارد .
مي پرسيد از كجا مي دانم ؟ خوب اگر ونوس را پديد آورنده خوبي ها ، صاحب تجمل و تأمين كننده آذوقه بدانيم ، زن متولد ثور را پيش رو داريم . زنان متولد اين برج به راستي خانه دار هستند . آنها نگران برچيده شدن ريشه هاي دايمي زندگي و مشغول ايجاد پايه محكمي براي آن هستند . ثبات بهترين واژه براي متولدين اين برج است . هرچيز بي ثبات و موقتي ولو بسيار كوچك ، آنها را دچار دلشوره مي كند .
گاهي دختر متولد اين برج ، مثل ميوه درخت بلوط كه بر بلندترين درخت هاي بلوط رشد مي كند و هما نجا مي ماند ، تا قبل از ازدواج با والدينش زندگي مي كند . اين را به حساب تنبلي يا نداشتن قدرت تخيل نگذاريد، او فقط به خانواده دلبسته است و نمي خواهد از آنها دور شود .
از نظر او هر چيز ملموسي ، فوق العاده است . اين نشانه در طالع بيني مادر زمين (ارديبهشت) كاملاً محسوس است . يك زن واقعي متولد ارديبهشت همسر شاد يك كشاورز است . روي زمين كشاورزي مي كند و روزهاي زندگي اش را در هماهنگي كامل با طبيعت سپري مي كند . زن متولد اين برج لوند نيست چون زندگي را خيلي كوتاهتر از اين مي پندارد كه بخواهد عشوه گري كند و در مقابل مي تواند بسيار ساده لوح و خجالتي باشد . او هيچ دليلي نمي بيند كه تا وقتي مي تواند براي انجام يك كار ورجه ورجه و شيطنت كند ، بنشيند و فس و فس كند . او مي تواند خيلي آرام و وسوسه انگيز باشد . تخت خواب او هميشه با ملحفه هاي ابريشمي نرم پوشيده شده و حمام او پر از صابونهاي بسيار خوشبو است. وقتي ازدواج مي كند ، همسر، منزل ، آشپزخانه و فرزندانش بسيار مهم مي شوند و بيشترين تلاشش را مي كند تا همسر و مادري كامل باشد . از نظر او وفاداري يعني همه چيز به همين دليل از همسرش نيز انتظار دارد كه مثل خود او وفادار باشد .
اينها ويژگيهاي مثبت شخصيت او است. اما از نظر ويژگيهاي منفي او را دست كم نگيريد چراك ه از اين نظر مي تواند بر همه نشانه ها به جز عقرب پيشي بگيرد. او از رشك و حسد هم بي بهره نيست. از اين دختر انتظار نداشته باشيد كه ببخشد و فراموش كند، چون در سرشت او نيست . او با خونسردي تصميم مي گيرد تا با كسي كه به او بد كرده، هيچ كاري نداشته باشد .و دليل اين خيلي ساده است چون اين روش محافظه كارانه براي آن است كه در آينده مجدداً‌ از همان ناحيه آسيب نبيند .
همچون همتاي مردش، وجود ديگران، بويژه نزديكترين و عزيزترين فرد برايش عادي ميشود . او سرد و بي روح نيست اما احساساتش را بدرستي بيان نمي كند و فراموش مي كند همسرش نياز دارد كه نظر و احساس او را نسبت به خود بداند و گاه خيلي دير ( درست وقتي كه او مي خواهد تركش كند)، ‌به اين نكته مهم پي ميبرد . اگر موقعيتي پيش آيد كه او مدتها از همسرش دور باشد فقط به فرستادن يك كارت پستال سال نو اكتفا مي كند. به اين دليل هميشه مورد سرزنش قرار مي گيرد همسرش، پرخاش ميكند و مي خواهد بداند كه چرا هيچ وقت نگفته او را چقدر دوست دارد. اما زن متولد ارديبهشت مات و متحير است و آهسته نجوا مي كند ، نيازي نيست كه بگويم همين كه با تو هستم بيانگر همه چيز است. ولي خوشبختانه قبل از آنكه خيلي دير شود ، مي فهمد كه هر سردي كدورت با كمي عشق و احساسات بر طرف مي شود .
زن متولد اين برج بسيار جذاب است و گاهي نيز ژست اغراق آميزي به خود مي گيرد. سياره ونوس به انها صداي خوبي نيز بخشيده است تا جايي كه مي توانند خواننده هاي معروفي شوند.
از آنجا كه زن متولد برج ثور مادر زمين است مي تواند مادري بسيار خوب براي فرزندانش باشد . او عاشق آنهاست هيچ گاه آنها را سرزنش نمي كند در عوض خيلي به آنها عشق مي ورزد. او مي تواند بسيار حسود باشد و اجازه ندهد بچه ها خانه را ترك كنند و بالهايشان را باز كنند و پرواز كنند . او از تنبيه بچه ها پرهيز مي كند و فقط به آنها عشق مي ورزد و اين همان چيزي است كه او را يكي از گرمترين و صميمي ترين نشانه ها در آسمان فلكي ساخته است .
هميشه شاد باشيد
بهار 86 مهدي
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک ثابت |

 

مخلصتم